بله چه زود گذشت مادرشدم...
یه زن کاملامازدرون مثل یه بچه که نیازبه شنیدن وفهمیدن ودرک شدن دارهشایدخیلی دردهای زندگیم هنوز کامل خوب نشده که بغضی توگلوم دارم ...شایدم من زیاده خواهم ..شاید من زیاد غر میزنم نه...درگیر دخترمم ...شوهرم درگیر کار خواهرم تنها ...مادرم مریض ...ای خدا شکر باز همه هستیم دورهم ...ومن منتظر منتظر یه شادی دیگه یه لذت خوب..فرداسالگرد عروسیمه وباز روزهای مهم زندگیم شوهرم بدشده ...کلا دل چرکینم ازش چهارروز پیش منو سیلی زد ..فقط بخاطر اینکه منم نیاز به توجه داشتم ...نیااز به ش
برچسب: نویسنده: پارسا رستمیان تاريخ: سه شنبه 6 مرداد 1405 ساعت: 4:00